ای کاش نفسم بودی... حتی نفس آخر
ای کاش که عشقت بود تنها هوسی در سر
ای کاش که قلب تو از جنس دلم می شد
یا ذره ای در قلبم از عشق تو کم می شد
من اون بغضم که پیش غم سر تعظیم نمی یارم
من اون ابرم که بر هیچکس به جز محرم نمی بارم
من اون رازم که با هرکس سر صحبت نمی شینم
من اون دردم که غیر از تو کسی هم درد نمی بینم
اگر خاموش و بی نورم اگر دلگیر دلگیرم
من آن کوهم که جز خورشید در آغوشم نمی گیرم
اگر خوابم بدون در خواب به رویای تو بیدارم
من آن عشقم که بر هیچکس به جز تو رو نمیارم
برچسب:
نویسنده: نیکی صفری